تبليغاتX
راهبرد

راهبرد

برش هايي از ديپلماسي، فلسفه، ادبيات و حرف‌هايم

نخست وزیر اسبق فرانسه: سردمداران نظام جهانی آماده بحران جدید نیستند

"میشل روکار" نخست وزیر اسبق فرانسه در نشستی در دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه درباره موضوع بحران اقتصادی در منطقه یورو سخنرانی کرد.

روکار در بخشی از این سخنرانی با اشاره به بحران در نظام جهانی و کشورهای غربی گفت: سردمداران نظام جهانی آماده یک بحران جدید نیستند.

وی با اشاره به بیانات رهبر انقلاب اسلامی ایران درباره حرام بودن تولید، نگهداری و استفاده از سلاح هسته‌ای تأکید کرد که کشورهای غربی در شرایط عادی به مسئله هسته ای ایران نمی‌پردازند.

نخست وزیر اسبق فرانسه افزود: باتوجه به شرایط بحران در کشورهای غربی با وضعیتی عصبی با مسئله هسته‌ای برخورد می‌شود به جای اینکه این مسئله در حالت عادی مورد بررسی قرار گیرد.

وی با بیان اینکه همه طرفها در وضعیت دشواری قرار دارند تأکید کرد که هرگونه اقدام عصبی و انگیزشی می‌تواند خطرناک باشد.

روکار در بخش دیگری از اظهارات خود تأکید کرد که پیوستن ایران به باشگاه‌های هسته‌ای به خودی خود خوب است. ولی اشاعه فعالیت‌های هسته‌ای در بخش‌های نظامی خطرناک است و لازم است برای اعتمادسازی سیستم‌های بازرسی قابل اعتماد مورد استفاده قرار گیرد.

وی در پایان تأکید کرد: مسائل کوتاه مدت، جهانی باید مدیریت شوند تا بتوان در مورد مسائل بلندمدتی چون توسعه پایدار تصمیم گیری شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 16:29  توسط حميد رضا كاظمي  | 

سر بی کلاه اعراب

روزنامه لبنانی الاخبار در تحلیلی به قلم خانم منا صفوان، روزنامه‌نگار یمنی تلاش کرده به این پرسش پاسخ دهد. وی می‌نویسد: باید اذعان کرد که جنگ سرد ولی آرامی میان ایران و اعراب در گرفته است. هر دو طرف از مصالح یکدیگر به خوبی آگاهند و خطوط قرمز یکدیگر خوب می‌دانند برای همین صف‌بندی‌های خود را به گونه‌ای انجام داده‌اند که اگرچه اعلام نشده است ولی هر دو طرف وسعت و گستردگی آن را به خوبی درک می‌کند. اعراب همانند همیشه محافظه‌کارانه فقط به فکر حفظ دوستان قدیمی خود هستند در عین حال تلاش می کنند که فاصله خود با دشمنانشان را حفظ کنند و همواره هم در حفظ مصالحشان افراط کرده‌اند. آنها فقط متحیر می پرسند که بدین ترتیب باز هم آیا ممکن است شعله‌های جنگ شعله‌ور شوند؟

وی در ادامه این یادداشت می‌نویسد: همه عناصری که بتوان از برآیند آنها جنگ را پیش‌بینی کرد در منطقه وجود دارد. کشتارهای پراکنده که بتواند مقدمه یک جنگ باشد، کاهش ضریب امنیتی منطقه، افزایش قیمت نفت، بزرگ‌نمایی در اتفاقاتی که در منطقه جریان دارد، گسترش ناوهای جنگی و در کنار همه اینها، حملات بی‌امان رسانه‌ای که دیگر مصالح ملی و میهنی را زیر پا می‌گذارند. در این درگیری گسترده کسی نمی‌تواند بگوید که من جایی نایستاده‌ام و می‌خواهم بی‌طرف بمانم. کل منطقه در تب این التهاب به سر می‌برد.

در ادامه این یادداشت آمده است: جبهه موجود در منطقه را می‌توان این گونه تقسیم کرد که یک طرف آن ایران، روسیه و چین ایستاده‌اند که یک هم‌پیمانی جدیدی را ایجاد کرده‌اند که در برابر آنها، طرف دیگر جبهه، هم‌پیمانی سنتی غربی که شامل امریکا، اروپا و کشورهای عرب منطقه موسوم به کشورهای معتدل ایستاده‌اند. در این میان کشورهای کوچک عربی جزئی از این قاعده محسوب می‌شوند و می‌توان گفت حکم ابزارهای تاکتیکی این میدان را دارند. کشورهای بزرگ که دستی در تحولات منطقه دارند، می‌گویند که به فکر حفظ مصالح مردم منطقه هستند و هر کدام به نوعی تلاش می‌کند با حفظ منافع خود قواعد بازی را به نفع خود تغییر دهد. اما در این میان نام هیچ کدام از کشورهای عربی را در زمره کشورهای بزرگ نمی‌بینیم. نامی از ایران می‌آید ولی نامی از رقبای عرب آن به عنوان کشورهای بزرگ نمی‌آید. حتی قطر و عربستان که ادعای تولی جهان عرب را به دوش می‌کشند بیش از آن که آنها را کشورهای بزرگ منطقه بنامند آنها را مجری برنامه‌های کشورهای بزرگ دیگر می‌دانند. بیشتر کشورهای عرب در حال حاضر یا درگیر جنگ داخلی هستند یا در دیگر کشورهای عربی خود را درگیر جنگ داخلی آنها کرده‌اند. یعنی همان رفتاری که قطر و عربستان در سوریه، یمن و بحرین دارند.

خانم صفوان در ادامه می‌نویسد: در این میان هیچ جنگی میان ایران و ایالات متحده امریکا در نگرفته است، هر دو طرف مصالح یکدیگر را می‌دانند و به خصوص ایالات متحده امریکا می‌داند که در کجا دخالت نکند تا متحمل هزینه‌های سنگین نشود. به جرات می‌توان گفت امریکای فعلی با امریکای دوران بوش تغییر کرده است. در حال حاضر واشنگتن هر کاری می‌کند که متحمل هزینه‌های اضافی به خصوص هزینه‌های سرسام‌آور جنگ نشود، برای همین به نوعی ناگفته، قدرت، مصالح و نفوذ ایران در منطقه را به رسمیت شناخته و بر خلاف آن‌چه تصور می‌شود تلاش می‌کند که با این ویژگی‌های ایران تعامل کند. برای همین نیروهای نظامی خود را در منطقه حفظ کرده ولی جنگنده‌هایش را از منطقه خارج کرده است. ایران که دیگر این روزها توانایی‌های هسته‌ای‌اش را تکمیل کرده، به خوبی می‌داند که از چه موقعیت استثنائی برخوردار است، امریکا تا چه اندازه ضعیف شده و تا چه اندازه فرصت دارد تا قدرت خود را در منطقه به نمایش بگذارد و هیمنه خود را گسترش دهد. آن دسته از افرادی که می‌گویند ایران در وضعیت سختی به سر می‌برد و از آینده خود نگران است باید گفت اگر ایران ترسیده بود، هیچ گاه ابایی نداشت که به مخاصمانش نفت نفروشد و مشتریان ثروت سیاهش را خود انتخاب کند. این حرکت چیزی جز موضع قوت ایران در برابر نقاط ضعف معاندانش نیست.

وی سپس می‌نویسد: کشورهای مدعی جهان عرب باید بپذیرند که در چنین فضایی منزوی مانده‌اند. آنها باید بدانند که از گردونه توزیع مصالح منطقه جا مانده‌اند و به رغم ادعایی که از ثروت نفت دارند و می‌خواهند با این ثروت مانور قدرت دهند، هیچ کس به آنها جز در چشم ابزاری برای مصالح خود نمی‌نگرد. اعراب باید بپذیرند که در فضای دموکراسی‌خواهی عربی و انقلاب‌هایی که در کشورهای استبدادزده آنها روی داده چاره‌ای جز یافتن راهی برای برون رفت از مخمصه‌ای که دچار آن شده‌اند و متاسفانه عده‌ای از آنها نمی‌خواهند آن را ببینند، ندارند.

خانم صفوان یادداشت خود را این گونه به پایان می‌رساند: کشورهای جهان عرب نمی‌توانند نه خودشان را درک کنند نه همسایگانشان را. آنها تبدیل به اسب ماجراجویان غربی شده‌اند، واقعیتی که در محیط پیرامونی آنها می‌گذرد ثابت می‌کند که آنها قافیه را باخته‌اند، در این بی‌ثباتی منطقه‌ای ایران و غرب به نوعی با یکدیگر کنار خواهند آمد و این آنها هستند که در نهایت بازنده این میدان خواهند بود.

منبع دیپلماسی ایرانی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 16:24  توسط حميد رضا كاظمي  | 

آیا سارکوزی و اولاند در عمل واقعا با هم متفاوتند؟

فرانسوآ اولاند" نهایتا در پایان دوئلی سخت، موفق شد "نیکلا سارکوزی" را به زانو درآورد اما باید منتظر ماند و دید که آیا عملکرد واقعی اولاند در ۵ سال آینده واقعا با سارکوزی متفاوت خواهد بود یا خیر.

  تقلای چندین و چندین ماهه "نیکلا سارکوزی" برای ماندن در الیزه شب گذشته با اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری فرانسه به بن‌بست خورد و سارکوزی که طی این مدت برای ابقا در کاخ مجللش به هر حربه‌ای متوسل شده بود، نهایتا با کسب آراء کمتر در دور پایانی انتخابات، از بام این کاخ سقوط کرد و کلید کاخ پر زرق و برق الیزه را در اختیار "فرانسوآ اولاند" رقیب سوسیالیستش گذاشت و در حالی که تلاش می‌کرد ناراحتی را در چهره‌اش پنهان کند، شکست را پذیرفت و با تبریکی مصنوعی به اولاند از مردم خواست که او را به عنوان رئیس‌جمهور آینده فرانسه پذیرفته و به او احترام بگذارند.

اما شکست سارکوزی در انتخابات تنها محدود به شخص او نبود و سارکوزی با این باخت در واقع راستگرایان فرانسه را که از 17 سال پیش سکان اداره امور در فرانسه را در دست داشتند، از قدرت خلع کرد و فرمان هدایت کشتی فرانسه را که "ژاک شیراک" محافظه‌کار دو دهه پیش در اختیار راستگرایان قرار داده بود، به سوسیالیست‌های چپ گرا به عنوان جانشین "فرانسوآ میتران" واگذار کرد.

 


 

البته باید گفت که نتیجه انتخابات روز گذشته چندان دور از انتظار نبود چرا که حزب سارکوزی در انتخابات محلی که سال گذشته در فرانسه برگزار شد نیز متحمل شکستی سنگین در برابر سوسیالیست‌ها شد و میدان را به سوسیالیست‌ها واگذار کرد. اتفاقی که در همان زمان سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری امروز را برای خیلی‌ها مشخص کرد و چهره شکست خورده سارکوزی را پیش چشم آنها به تصویر کشید؛ چهره‌ای که وقتی امروز رسانه‌ها و مطبوعات آن را در کنار چهره خوشحال اولاند قرار می‌دهد، این سؤال را در ذهن هر مخاطبی ایجاد می‌کند که آیا سیاست‌های این سارکوزی شکست‌خورده با اولاند پیروز واقعا متفاوت است یا خیر؟

 


 کشتی غرق در بحران فرانسه، میراث سارکوزی برای اولاند

پاسخی که کارشناسان به این پرسش می‌دهند متفاوت است. بنا به عقیده برخی از کارشناسان، سارکوزی که در سال 2007 با کوله‌باری از وعده‌های انتخاباتی اعم از مبارزه با بیکاری، حل مشکل مسکن و بی‌خانمان‌ها، افزایش قدرت خرید، گسترش رفاه اجتماعی و شغل‌آفرینی روی کار آمده بود، هم‌اکنون در شرایطی فرانسه را تحویل اولاند می‌دهد که این کشور دچار بحران شدید اقتصادی و مشکلات عدیده‌ نظیر موج‌ بدهی‌ها، رکود اقتصادی، گرانی و گسترش بیکاری است و لذا با توجه به مشکلات عمده و عدیده اقتصادی و اجتماعی جاری در کشور، اولاند طبیعتا قادر نخواهد بود این اوضاع نابسامان را سر و سامان دهد و مشکلات پیش روی فرانسویان را که سارکوزی در دوران حکمرانی خود به وجود آورده، از میان بردارد و در خوشبینانه‌ترین حالت، مردم فرانسه باید چند سال دیگر نیز در آرزوی روزهایی مانند امروز باشند.

"فرهاد کلینی" کارشناس ارشد مسائل استراتژیک در ارزیابی اوضاع کنونی فرانسه می‌گوید: «در فرانسه امروزه تمرکز بر مشکلاتی است که مردم با آن مواجه هستند و احساس می‌کنند نمی‌توانند به صورت روشن به آینده فکر کنند.»

به عقیده کلینی، فرانسه هم‌اکنون نیاز به بازسازی خود دارد بنابراین فردی که به صدارت می‌رسد نمی‌تواند در کوتاه مدت معجره کند و باید دید پس از گذشت صد روز اول و سپس یک یا دو سال از دولت آتی، با چه سرعت و چه برنامه و جدول زمانی درصدد تغییر شرایط برمی‌آید.

 


  در چنین شرایطی است که فرانسویانی که با هدف خلاصی از شر سارکوزی و با امید "تغییر" اولاند را به عنوان ناجی خود برگزیده‌اند و کلید الیزه را برای 5 سال آینده به نام او زده‌اند، ظرف ماه‌های آینده به این نتیجه خواهند رسید که اولاند نیز همچون سارکوزی در حل مشکلات آنها ناتوان است و هیچ چیز را به نفع مردم تغییر نداده و شعار انتخاباتی معروف او تحت عنوان "هم‌اکنون زمان تغییر است"، جز یک وعده انتخاباتی پوچ چیز دیگری نبوده است و در واقعیت هیچ تفاوتی با سارکوزی ندارد.

 

اما باید منتظر نشست و دید که آیا اولاند نیز مانند سارکوزی قادر به حل مشکلات فرانسه و فرانسویان نخواهد بود یا اینکه بر خلاف سارکوزی و طبق وعده انتخاباتی خود در خصوص تغییر برای تغییر اوضاع بحرانی فرانسه دست به کار می‌شود و فرانسه را بار دیگر به آغوش فرانسویان بازمی‌گرداند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:57  توسط حميد رضا كاظمي  | 

در حاشیه اظهارات معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ//این گونه بی پروا خنجر مزن

حالا که بر صندلی ریاست و معاونت تکیه زده‌اید و خبرنگاران شما را مسئول رفع این همه بی‌سامانی‌ می‌دانند، شایسته نیست که نعل وارونه بزنید و به جای اینکه نوشدارویی برای دل ریش و مرهمی برای زخمهای جامعه - به قول شما کوچک - خبرنگاران کشورمان باشید، نمک بردارید و بر دل ریشمان بپاشید.

.................................

خبرنگاران به خاطر جایگاهی که دارند در اکثر ممالک افرادی هستند قابل احترام که به قاعده واسطه مردم و مسئولانند، وقایع اطراف را ثبت می‌کنند، دردها و حرفهای مردم را می‌شنوند و پاسخ مسئولان را می‌گیرند و منتشر می‌کنند.

خبرنگار به حرمت قلمی که خدا به آن قسم یاد کرده وارد عرصه‌ای می شود، خواهی نخواهی سخت. عرصه ناملایمات و بادهای پاییزی که از هر سو می‌وزند، می‌گویند «خبر خوب، خبر بد است» و این خبرنگار است که باید در کنار اخباری که مسئولان «محترم» می‌خواهند منتشر شود به دنبال اخباری باشد که «نمی‌خواهند منتشر شود»، اخباری که گاهی چالش برانگیز هست. تخلفات، بی‌تدبیرها و کاستی‌هایی که اگر به موقع منعکس شوند، «هزار میلیاردی» نمی شوند. انتشار آنها چشم ها را باز کند و مسئولان را به فکر چاره واقعه قبل از وقوع می‌اندازد.

خبرنگار می‌داند که مسئول جامعه خویش است و در ایجاد امیدواری و توسعه مملکتش سهم دارد و باید نور امید بتاباند بر گستره‌ای که نیازمند آن است.

خبرنگار فردی است در میان مردم، با آنها به دنبال اتوبوس و مترو می‌دود، در چاله می‌افتد، بیمار می‌شود، در صفهای طویل اداره و بانک و مغازه می‌ایستد و بداخلاقی ها و خوش‌اخلاقی‌ها، مصائب و راحتی‌ها و فاصله‌ها را از نزدیک نظاره می‌کند و گر چه آرمانخواه و نیک خواه جامعه خویش است اما واقعیت نگر و واقعیت نویس است و البته محدودیتهای قانونی،عرفی و حرفه‌ای را به نیکی می‌داند و رعایت می‌کند.

خبرنگار در کوران رقابتی تنگاتنگ است که به خصوص در زمانه انفجار اطلاعات و داده‌هایی که به سرعت با صفر و یک منتقل می‌شوند، مجال ایستادن ندارد، که رقیبش خبر را گرفته و منتشر کرده و او مانده است «بی‌خبر» و همین یک نکته ساده کوهی از استرس و اضطراب را هر لحظه و هر ثانیه به او تحمیل می‌کند.

خبرنگار وقتی کاستی‌ها، بی‌تدبیرها و بی مسئولیتی برخی مسئولان را می‌بیند، آگاهانه و ناآگاهانه رنج می‌کشد و به حکم وجدان و رسالت حرفه‌ای خود آن را در چارچوبهای قانونی منتقل می‌کند و همین جاست که تلفنها به صدا در می‌‌آیند و تهدید و تحقیرها آغاز می‌شود، خبرنگار را از ورود به حوزه خبری منع می‌کنند و هزار جور ممنوعیت و محدودیت برایش می‌تراشند که دیگر هوای انتقاد کردن به سرش نزند.

معاون محترم مطبوعاتی حتماً با این مسائل به خوبی آشناست، حتماً از نوازشهای مسئولان برخی دستگاههای اجرایی و اطرافیان آنها برای خبرنگاران اطلاع دارد، حتماً باید فشارها و استرس های همیشگی شغل خبرنگاری را بداند و اگر نمی‌داند به اشتباه بر روی این صندلی رنگین نشسته است.

استرس همیشه هست، استرس دیر شدن خبر، استرس از دست دادن خبر، استرس در دسترس نبودن مسئول، پاسخگو نبودن مسئول، استرس خوردن خبر، تکذیب خبر. خبر؛ خبرهایی که همیشه خوش نیستند، حالا مسئولی که باید نوشداروی دل دردمند خبرنگار باشد، خنجری برداشته و بی پروا می‌زند.

معاون محترم مطبوعاتی قاعدتاً باید بداند که خبرنگاران با چه مشقتی «خبر» می گیرند و چه فشارهای روانی و گاه جسمی را متحمل می‌شوند و اگر نمی‌داند بهتر است گاهی از روی صندلی اتاق خویش خارج شود و همراه خبرنگاران بیاید تا از نزدیک ببینند که خبرنگاران چه‌ها می کشند و یکبار هم که شده این سوی میز بیایند و ببینند که چند درصد آن سوی میزیها تاب انتقاد را دارند.

اگر می گویید خبرنگاران امنیت شغلی ندارند، اگر می‌گویید یک نظام صنفی تعریف شده برای این حرفه در کشور نیست، اگر هنوز حقوق شغل سخت و زیان آور خبرنگاران که قانون کشور است، عملی نشده است، اگر خبرنگاران برای گرفتن یک هدیه 300 هزار تومانی باید 7ماه انتظار بکشند آن وقت درست در آخرین ساعات سال یکباره اعلام کنند که بیایید صف بگیرید،‌تحقیر شوید تا هدیه تان را بدهیم، چه کسی مسئول است؟

اگر هنوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونت «محترم» مطبوعاتی آن، خبرنگاران این مرز و بوم را نمی‌شناسد و آمار و اطلاعات آنان را ندارد، چه کسی مسئول است؟

اگر خبرنگاران با انواع و اقسام مشکلات معیشتی، بیماری، انواع بیماریهای جسمی و روانی و آسیبهای اجتماعی مواجه هستند، حاصل همین بی تدبیریها و بی‌برنامگی‌هاست؟

اگر به قول خودتان هنوز تعریف درستی از خبرنگار در کشور نداریم و هر کس می‌تواند بدون صلاحیت و دانش لازم وارد این حرفه شود، حاصل کم کاری های کدام مسئول است؟

جناب آقای محمد زاده، معاون مطبوعاتی، حالا که بر صندلی ریاست و معاونت تکیه زده‌اید و خبرنگاران و جامعه رسانه ای کشور شما را مسئول حل مشکلات و رفع این همه بی‌سامانی‌ها می‌داند، شایسته نیست که نعل وارونه بزنید و به جای اینکه نوشدارویی برای دل ریش و مرهمی برای زخمهای جامعه به قول شما کوچک خبرنگاران کشورمان باشید، نمک بردارید و بر دل ریشمان بپاشید.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:13  توسط حميد رضا كاظمي  | 

پیروزی این انقلاب تردید ناپذیر است



 بیش از یکسال از ورود نیروهای سعودی به بحرین می گذرد. برغم بکارگیری خشونت مفرط در برخورد با معترضان ، اراده مردم بپاخاسته علیه اقلیت حاکم و نیروهای اشغالگر شکست ناپذیر بنظر می رسد. در کلکسیون خیزش های عربی ،انقلاب بحرین را باید یک خیزش اصیل مردمی و واجد همه شرایط یک انقلاب دانست. این نظر صرفا مبتی بر احساسات همدلانه ما ایرانی ها با مردم بحرین نیست بلکه مبتی بر معیارهایی است که در این یادداشت بدان اشاره می شود.

با وجود بی توجهی عامدانه رسانه های بین المللی به تحولات بحرین، آنچه در این کشور کوچک می گذرد واجد همه شرایط و شاخص های یک انقلاب بزرگ است . حضور قاطبه مردم در اعتراضات، وجود مطالبات مشخص با سابقه 4 دهه ای، رودررویی اکثریتی اصیل با اقلیتی تصنعی و مهاجر ، و از همه مهمتر برخوردای از رهبری منسجم، مقتدر و کاریزماتیک که در سایر خیزش های عربی دیده نشده، باعث شد تا اقلیت حاکم یک ماه پس از پس از 14 فوریه سال 2011 (روز آغاز اعتراضات)، به زانو درآمده و اعلام کند که حاضر به مصالحه با معترضان می باشد. اما ورود نیروهای نظامی عربستان و شورای همکاری خلیج فارس به خاک بحرین در روز 14 مارس 2011 معادله را بهم زد و از آن پس مردم بحرین با قوای اشغالگر که هدایت سرکوبها را بدست گرفتند، روبرو شدند.

معمولاً زمانی که قوای اشغاگر وارد کشوری می شوند بدلیل نظامی شدن وضعیت و بی نیازی نظامیان اشغالگر به فکر کردن به عواقب اقدامات خود در کشور اشغال شده، سرکوب به راحتی و به سرعت صورت می گیرد. زیرا نیروی اشغالگر هیج پیوند عاطفی با مردم کشور اشغال شده نداشته و کمتر از حاکمان محلی نگران کینه مردم است. این مسئله در بحرین پر رنگتر بنظر می‌رسید زیرا بین نیروهای اشعالگر سعودی و مردم بحرین نه تنها پیوندی عاطفی وجود ندارد بلکه به دلیل حقد و کینه مذهبی و قومی سعودیها نسبت به اکثریت مردم بحرین، انتظار می‌رفت سرکوب موثر واقع شود.

در روزهای نخستین اشغال نیز فضای رعب و سرکوب شدید این توهم را برای برخی ناظران ایجاد کرده بود که انقلاب سرکوب شده است. اما خیلی زود مشخص شد که نیروی نظامی خشن اجنبی نیز نمی تواند براراده استوار مردم بحرین فائق شود. با گذشت بیش از یکسال از ورود نیروهای نظامی سعودی هنوز شعله انقلاب در این کشور فروکش نکرده و هیچ روزی خیابانها از حضور پر شور معترضان خالی نبوده است. ادامه سرکوب و اصرار سعودیها برای استمرار حضور نامشروع خود در بحرین پایه های مشروعیت متزلزل اقلیت حاکم را متزلزل‌تر کرده و سقف مطالبات مردم نیز بتدریج بالاتر می رود. گرچه قدرتهای جهانی ظاهراٌ بر اساس دعوت حاکمیت شکست خورده بحرین از نیروهای نظامی عربستان و در حقیقت به خاطرنیاز به نفت عربستان این حضور غیر مشروع را اشغال نمی دانند، اما مهم این است که در صحنه درگیری ، مردم بحرین چنین نظری ندارند و نیروهای سعودی را اشغالگر می دانند و این حق را برای حاکمیت خود قائل نیستند که برای صیانت از استمرار سلطه خود به یک نیروی نظامی اجنبی متوسل شود. گرچه برخی ناظران تصمیم ورود نیروهای سعودی را حداقل به بخشی از حاکمیت بحرین مرتبط نمی دانند و معتقدند که نیروهای سعودی بدون دعوت قبلی وارد بحرین شده اند اما حتی اگر حاکمیت بحرین اقدام به چنین دعوتی کرده باشد، چنین اقدامی زائل کننده مشروعیت حاکمان نزد مردم است. زیرا هیچ حاکمیت مستقل و مشروعی از یک نیروی خارجی دعوت نمی کند تا اتباع خود را سرکوب کند.

انقلاب مردم بحرین بی تردید به پیروزی خواهد رسید زیرا دوره اشغالگری در نظام بین الملل به پایان رسیده و هیچ نیروی اشغالگری نمی تواند در عصر جدید بصورت دائمی در یک سرزمین باقی بماند. امریکایی‌ها پس از هشت سال اشغاگری عراق برغم اینکه صدام را سرنگون کردند، در نهایت ناگزیر از ترک این کشور شدند. سعودیها نیز دیر یا زود از بحرین خارج خواهند شد و هیچ تردیدی نیست که پس از پایان گریزناپذیر اشغالگری مردم بحرین نظام ناعادلانه کنونی را که علاوه بر بی عدالتی های روا داشته شده قبل از سال 2011، مرتکب خطای جبران ناپذیر استعانت از نیروی اجنبی برای سرکوب اتباع خود شده، نخواهند پذیرفت. طی یکسال گذشته نیز هر اقدامی که حاکمیت ال خلیفه برای ترمیم مشروعیت از دست رفته خود اتخاذ کرده کاملاً نتیجه معکوس داشته و به سود مردم تمام شده است.


سال گذشته هشت ماه پس از آبروریزی، حاکمیت در سطح بین المللی بخاطر سرکوب و شکنجه مردم و دستگیریهای وسیع که حتی پزشکان پرستاران بحرینی نیزاز آن بی نصیب نبودند، کمیته ای را متشکل از چند حقوق‌دان بین المللی برای بررسی حوادث سال گذشته تعیین کرد. این کمیته منصوب شاه بحرین بود و دستمزد کار خود را از دولت بحرین دریافت می کرد اما عملکرد نیروهای امنیتی و نظامی بحرینی و سعودی بقدری اسف بار بود که گزارش کمیته (معروف به گزارش بسیونی) آبروریزی دیگری را برای دولت بحرین بهمراه داشت در این گزارش علاوه بر تایید بکارگیری خشونت مفرط در برخورد با معترضان و شکنجه دستگیرشدگان آمده است که( برخلاف ادعای دولت بحرین) دلیل و قرینه ای برای دخالت ایران در حوادث بحرین بدست نیامده است. این موضوع برای حاکمیت بحرین به قدری تلخ بود که ملک حمد در همان جلسه قرائت گزارش بسیونی گفت که ایران از جنبه تبلیغاتی حاکمیت بحرین را آزرده است! برگزاری مسابقات بین المللی اتومبیل‌رانی معروف به فرمول یک نیز در هفته گذشته نتوانست به کمک دولت بحرین بیاید و علامتی از عادی بودن وضعیت در این کشور باشد. خبرنگارانی که برای پوشش این مسابقه به بحرین آمدند شاهد بودند که آنچه در خیابان های بحرین جریان دارد داغتر و خبر ساز تر از مسابقه فرمول یک است. در روزهای اخیر یک موضوع دیگر نیز باعث جلب توجه افکار عمومی انساندوستانه جهان به بحرین شده است. عبداالهادی الخواجه یک فعال سیاسی بحرینی در امور حقوق بشر که در سطح بین المللی نیز چهره ای شناخته شده است، مدتیست که در زندان دست به یک اقدام شجاعانه زده و با اعتصاب غذای طولانی مدت تا آستانه تقدیم جان خود به انقلاب مردم بحرین پیش رفته است. جمعه گذشته را مردم بحرین بنام الخواجه نامگذاری کردند و مردم سراسر بحرین یک پارچه نام الخواجه را فریاد کردند.


حاکمیت بحرین در شرایط بغایت دشواری قرار گرفته از یک سو باید هزینه سیاسی اقدامات نیروی اشغالگری را بپردازد که مانع هرگونه تفاهمی با معترضان است و از سوی دیگر با مردمی ربروست که ثابت کرده اند سرکوب و شکنجه و زندان و اشغالگری نمی تواند آنها را از پا درآورد.
زبان حال انقلاب مردم بحرین این بیت از دیوان شاعر آزاده عرب جبران خلیل جبران است که این روزها در قالب یک سرود انقلابی زیاد بگوش می رسد:
اذا الشّعْبُ یَوْمَاً أرَادَ الْحَیَـاةَ ...... فَلا بُدَّ أنْ یَسْتَجِیبَ القَـدَر
یادداشتی از محمد فرازمند سفیر سابق ایران در بحرین
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 17:25  توسط حميد رضا كاظمي  | 

لس‌آنجلس تایمز از موافقت آمریکا با ادامه غنی‌سازی ایران خبر داد

در حالیکه اخیرا اولین دور مذاکرات هسته ای ایران با 1+5 بعد از 15 ماه وقفه در تاریخ 14 آوریل سال جاری در استانبول از سر گرفته شد و قرار است که دور دوم این مذاکرات نیز در تاریخ 23 ماه مه سال جاری در بغداد برگزار شود، روزنامه آمریکایی "لس آنجلس تایمز" در قالب گزارشی از احتمال حمایت دولت "باراک اوباما" رئیس جمهوری آمریکا با ادامه غنی سازی 5 درصد اورانیوم در ایران در صورت موافقت ایران با سایر محدودیت های اعمال شده از سوی سازمان ملل خبر داد.

در این گزارش آمده است: آنچه یک امتیازدهی پراهمیت محسوب می شود این است که مقامات رسمی دولت اوباما اعلام کرده اند که در صورتی که تهران اقدامات مهمی را با هدف محدود کردن توانایی خود در تولید بمب اتمی اتخاذ کند، این احتمال وجود دارد که آمریکا به ایران اجازه دهند که اورانیوم را به عنوان عنصر حیاتی برنامه هسته ای اش حفظ کند.

بر اساس این گزارش، مقامات آمریکایی اعلام کرده اند که در صورتی که دولت ایران با بازدیدهای نامحدود و نظارت دقیق بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی از تاسیسات هسته ای اش و پادمان های متعددی که مدت هاست مورد درخواست سازمان ملل است موافقت کند، در این صورت این احتمال وجود دارد که آمریکا اجازه دهد که ایران به غنی سازی اورانیوم با درصد غنای 5 درصد که بالاترین حد تعیین شده برای استفاده غیرنظامی است، موافقت کند.

"لس آنجلس تایمز" نوشت: چنین توافقی با موانع بزرگی روبروست؛ ایران تمایل کمی به تامین درخواست های بین المللی از خود نشان داده است و تغییر موضع آمریکا مبنی بر اینکه ایران باید تمام فعالیت های غنی سازی خود را متوقف کند نیز احتمالا با موانع جدی از سوی سران اسرائیل، "میت رامنی" نامزد احتمالی حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و بسیاری از قانونگذاران کنگره روبرو خواهد شد.

این روزنامه آمریکایی در ادامه نوشت: اما به تدریج یک اتفاق نظر میان مقامات آمریکا و اسرائیل به وجود آمده است مبنی بر اینکه ایران احتمالا با توقف کامل فعالیت های غنی سازی خود موافقت نخواهد کرد و به این ترتیب پرداختن به چنین تقاضای بی قید و شرطی می توانند رسیدن به توافق مذاکره ای میان ایران و غرب را با هدف توقف برنامه هسته ای ایران و در نتیجه آن جلوگیری از اقدام نظامی را غیرممکن سازد.

در ادامه این گزارش آمده است که مقامات دولت آمریکا امیدوارند که با این موضع جدیدی که در مذاکرات هسته ای خود با ایران اتخاذ می کنند، بتوانند در کنار تحریم های اقتصادی ایران به مناقشات هسته ای با این کشور پایان دهند.

"لس آنجاس تایمز" ادامه داد: دولت آمریکا حداقل به صورت علنی پیشنهادات مربوط به بررسی تائید فعالیت های غنی سازی ایران را رد کرده بود اما اخیرا برخی از مقامات آمریکایی به طور ضمنی اشاره کرده اند که با وجود هشدارهای متعددی که وجود دارد، ممکن است موضع خود در برابر برنامه هسته ای ایران را ارزیابی مجدد کنند.

 

گری سیمور" مقام ارشد کاخ سفید در امور منع گسترش تسلیحات هسته ای نیز در اظهارنظرات اخیر خود از ادامه فعالیت های غنی سازی ایران استقبال و اعلام کرده است که تصمیم گیری درباره اینکه کدام بخش از برنامه هسته ایران می تواند ادامه داشته باشد نیز موضوعی است که در مذاکرات آتی 1+5 با ایران به آن رسیدگی خواهد شد.

سیمور اخیرا در مصاحبه با رادیو آزاد اروپا اعلام کرده است: به محض اینکه ایران نگرانی ها درباره فعالیت های هسته ای خود را بررسی کند، ما می دانیم که ایران حق داشتن انرژی هسته ای صلح آمیز را داراست.

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 13:39  توسط حميد رضا كاظمي  | 

سر سوزن اراده ایرانی ها

بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر رژیم صهیونیستی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی "سی ان ان" اعتراف کرد که تحریم ها علیه ایران نتوانسته است پیشرفت برنامه هسته ای ایران را کاهش دهد.

نتانیاهو با این ادعا که تحریم های ضد ایرانی در حال آسیب رساندن به اقتصاد ایران هستند اما کافی نیستند؛ اعلام کرد: آنها (تحریم های ضد ایران) تاکنون نتوانسته اند پیشرفت برنامه هسته ای ایران را کاهش دهند و حتی نتوانسته اند سرسوزنی آن را متوقف کنند.

نخست وزیر رژیم صهیونیستی گفت: من می توانم این را به شما بگویم که سانتریفیوژها همچنان در حال چرخش هستند؛ این سانتریفیوژها قبل از آغاز مذاکرات هسته ای اخیر 1+5 با ایران،‌ در جریان مذاکرات و حتی همین حالا که ما مشغول صحبت هستیم، در حال چرخش هستند.

نتانیاهو در ادامه با این ادعا که اسرائیل اطمینان دارد که می داند ایران چه کاری می خواهد با برنامه هسته‌ای خود انجام دهد، به اطلاعات جاسوسی اشتباهی اشاره کرد که بر اساس آنها حمله آمریکا به عراق در سال 2003 میلادی آغاز شد و گفت که موضوع ایران مانند موضوع عراق نیست.

این اظهارات نخست وزیر اسرائیل در شرایطی گزارش می شود که با گذشت چند سال از آغاز جنگ آمریکا در عراق مشخص شد که اطلاعات جاسوسی آمریکا و ادعای این کشور در رابطه با وجود تسلیحات کشتار جمعی در عراق اشتباه بوده است و آمریکا با تکیه بر همین برآوردهای اطلاعاتی اشتباه حمله به عراق را آغاز کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 15:7  توسط حميد رضا كاظمي  |